jqd;qdq;d - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 17:43
ي ديگه است اونوقت تو كف لباي بغل دستيه يارو ئه! خدايا يه عقلي به اين جووناي امروزي بده! به بيرون نگاه كردم. ديگه چيزي به رسيدنمون نمونده بود! هوا هم داشت كم كم روشن مي شد. آرتين يه گوشه نگه داشت و گفت: اگه خسته نيستي بشين پشت رل! سرمو تكون دادم و پياده شدم. اخلاق آرتين بازم مثل قبل شده بود! تازه داش...
lbqh qd - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 17:35
عاشق از ته دلش بد جور مخشو ديليت (delete ) كردي پس نكن ولش واسه اين منو خواسته چون خيلي باهام جاسته خيلي جدي قول داده تا آخرش پام وايسه چشم رو اوني كه بغل دستيته برم تو كف لبات اي صليته آره اومدي كه بوس بهش بدي البته بدون هيچ عشوه اي منو مي بوسه با همه عشوه اي كه ميريزه واسه من و بقيه بي شوخي خيلي د...
lqd qd - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 17:28
ادب! خدايا اين خواننده هام ديگه نمي دونن چي بايد بخوننا! يه نگاه به آرتين انداختم يه لبخند موذي رو لباش بود! دوست دارم من بكم لباتو بشينم پيشتو هي بزنم پيك باهاتو خيسي بوسه ها و لباتو رو لبام... اوه... صداي خنده هاتو... من حتي دوست دارم سرو صداتو... اوه... صورت ناز تو با چشاي وحشيت... دست كشيدن من ر...
ascjbaskc asc - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 4:58
لا مثلا اين آهنگه خوبه كه داره مي خونه؟! اولش يهو گفت: - ميگ ميگ! حالا مسخره تر از اون اين بود كه اعلام مي كردن: آره... آره... استديو ميگ ميگ پرو داكشن... Production علي سالار... حسام عاشق از ته دلش بد جور مخشو ديليت (delete ) كردي پس نكن ولش واسه اين منو خواسته چون خيلي باهام جاسته خيلي جدي قول داد...
ljqdq;d - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 4:45
بلندي گفتم: چي كار مي كني؟! با خنده گفت: من؟! خودت دستتو جلوي دهنم نگه داشته بودي! از اين همه پررويي ش ماتم برد. - تو... تو... خنديد: خيله خب... ببخشيد دست خودم نبود! اخمام رفت تو هم و دست به سينه نشستم. توي دلم با خودم حرف زدم. چته روشا؟! يعني مي خواي بگي بدت اومده؟! نه! ولي... ولي اون حق نداشت اين...
kjbq;d - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 4:34
م. حتي يه آدامس كوچيك هم نبود! اهههههه! از جلوي هر مغازه كه رد مي شديم عين اين قحطي زده هاي نخورده لبامو با زبونم تر مي كردم و آب دهنم روون بود! آخ كه هيچ دردي بدتر از گرسنگي نيست! چشامو بستم و سعي كردم يه عالمه خوراكي خوشمزه رو تو ذهنم تصور كنم. آخي! من از اين بختياري ها مي خريد چاق كننده , بهترين ...
bjqd; - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 4:16
رو بست و رفت داخل رستوران! خاك بر سرت! اين مثلا تعارف كرد؟ مرده شورتو ببرن روشا! آخه ناز كردنت چي بود؟! حالا با اين شكم خالي چيكار كنم؟! يه نگاه به اطرافم انداختم. بجز همون رستوران خارج از شهر هيچ مغازه اي اون اطراف نبود كه حداقل يه پفك بخرم. تا وقتي كه آرتين اومد خودمو با ش بهترين روش در درمان و عل...
qdj;qd - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 4:07
كر كنم از ايني كه هستم هم خل تر ميشم. وسايلامو خيلي زود جمع كردم و يه مانتوي سفيد و با شال مشكي پوشيدم. شلوار لي مشكي م رو هم پوشيدم و با كفشاي آل استار سفيد تيپمو كامل كردم. چه سياه سفيد شدم. حوصله ي آرايش نداشتم واسه همين بي خيالش شدم و ساكمو برداشتم و رفم پايين. با ويبره ي گوشيم ساك رو كنار ديوار...
;q dqd; - تاریخ: 1393/11/12 ساعت: 3:58
ويلا حركت كردم. كاش امروز تو خونه مي موندم. آفتاب ظهر كه به سرم مي خورد و سعي كرد موهاي خيسم رو خشك كنه آرومم مي كرد... نمي دونم چرا اما اون لحظه دوست داشتم همونجا زير آفتاب بشينم. ولي حوصله شو هم نداشتم. رفتم سمت اتاقمو رفتم توي حموم. دوش گرفتم و زدم بيرون. يه نگاه به سرم انداختم. ديگه خوب شده بود ...